استرس و اضطراب بخشی از تجربه طبیعی زندگی هستند. تقریباً همه ما در موقعیتهایی مانند فشار کاری، مشکلات مالی، اختلافهای خانوادگی، تغییرات مهم زندگی یا نگرانی درباره آینده، درجاتی از تنش و نگرانی را تجربه میکنیم.
وجود مقدار مشخصی از استرس همیشه منفی نیست. گاهی استرس باعث میشود هوشیارتر باشیم، برای یک امتحان بهتر آماده شویم یا در شرایط ضروری سریعتر واکنش نشان دهیم. مشکل زمانی آغاز میشود که این حالت برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، شدت زیادی داشته باشد یا آرامش، خواب، تمرکز، روابط و فعالیتهای روزمره ما را مختل کند.
شناخت نشانههای استرس و اضطراب اولین قدم برای مدیریت آنهاست.
استرس چیست؟
استرس واکنش طبیعی ذهن و بدن در برابر فشار، تغییر یا موقعیتی است که آن را دشوار، تهدیدکننده یا فراتر از توان فعلی خود ارزیابی میکنیم.
وقتی با یک موقعیت پراسترس روبهرو میشویم، بدن وارد حالت آمادهباش میشود. ضربان قلب ممکن است افزایش پیدا کند، تنفس سریعتر شود، عضلات منقبض شوند و ذهن تلاش کند راهی برای مقابله با شرایط پیدا کند.
این واکنش در کوتاهمدت میتواند مفید باشد. اما اگر بدن و ذهن مدت زیادی در این وضعیت باقی بمانند، احساس خستگی، بیقراری و فرسودگی به وجود میآید.
به زبان ساده، استرس یعنی:
«احساس میکنم فشارهای موجود بیشتر از توان یا منابعی هستند که در اختیار دارم.»
تفاوت استرس و اضطراب چیست؟
استرس معمولاً به یک عامل مشخص ارتباط دارد.
مثلاً ممکن است به دلیل نزدیک شدن موعد تحویل یک پروژه، مشکلات مالی یا یک تعارض خانوادگی احساس فشار داشته باشیم. وقتی عامل استرسزا برطرف میشود، شدت احساس تنش نیز معمولاً کاهش پیدا میکند.
اضطراب میتواند شبیه استرس باشد، اما همیشه به یک عامل مشخص محدود نیست. فرد ممکن است حتی زمانی که خطر یا مشکل فوری وجود ندارد، همچنان احساس نگرانی، بیقراری یا انتظار اتفاق ناخوشایندی داشته باشد.
گاهی این دو حالت نیز با یکدیگر همراه میشوند؛ یعنی یک موقعیت پراسترس میتواند زمینه افزایش اضطراب را فراهم کند.
چه عواملی میتوانند باعث استرس شوند؟
عامل ایجادکننده استرس برای همه یکسان نیست. شرایطی که برای یک فرد قابل مدیریت است ممکن است برای فرد دیگری بسیار دشوار باشد.
با این حال، برخی موقعیتها بیشتر از سایر شرایط میتوانند باعث ایجاد استرس شوند.
فشار و حجم زیاد کار، نگرانیهای مالی، مشکلات خانوادگی یا عاطفی، بیماری خود یا یکی از نزدیکان، تغییر محل زندگی، ازدواج، جدایی، از دست دادن یک فرد مهم، مسئولیتهای زیاد، کمبود خواب و نداشتن زمان کافی برای استراحت از جمله عوامل رایج هستند.
حتی اتفاقهای مثبت نیز میتوانند همراه با استرس باشند. شروع یک شغل جدید، ازدواج یا مهاجرت در کنار هیجان و امید، نیازمند سازگاری با شرایط تازه هستند و به همین دلیل میتوانند تنش ایجاد کنند.
گاهی نیز منبع اصلی استرس یک اتفاق بیرونی نیست، بلکه نوع نگاه ما به شرایط است.
کمالگرایی شدید، ترس از اشتباه، تلاش دائمی برای راضی نگه داشتن دیگران، مقایسه مداوم خود با دیگران یا انتظار کنترل کامل بر آینده میتوانند سطح نگرانی را افزایش دهند.
چگونه بفهمیم تحت استرس هستیم؟
استرس همیشه به صورت یک احساس واضح ظاهر نمیشود.
گاهی فرد میگوید «من استرس ندارم»، اما بدن، رفتار یا الگوی خواب او نشانههای دیگری نشان میدهد.
شناخت این علائم میتواند به تشخیص اولیه کمک کند.
نشانههای جسمی استرس
ممکن است علائمی مانند این موارد تجربه شوند:
افزایش ضربان قلب یا احساس تپش قلب
تنفس سریع یا سطحی
گرفتگی عضلات، بهخصوص در گردن و شانهها
سردردهای مکرر
احساس فشار یا سنگینی در بدن
مشکلات گوارشی
تعریق بیشتر
خستگی مداوم
دشواری در خوابیدن یا بیدار شدنهای مکرر
تغییر اشتها
وجود یک یا چند مورد از این نشانهها بهتنهایی به معنی وجود یک اختلال اضطرابی نیست؛ زیرا بسیاری از مشکلات جسمانی نیز میتوانند علائم مشابهی ایجاد کنند.
نشانههای ذهنی و عاطفی استرس
در سطح ذهن و احساسات نیز ممکن است تغییراتی ایجاد شود.
برای مثال:
فکر کردن مداوم به مشکلات
دشواری در تمرکز
احساس اینکه ذهن «خاموش نمیشود»
نگرانی درباره اتفاقهایی که هنوز رخ ندادهاند
تحریکپذیری و زودرنجی
احساس بیقراری
کاهش صبر
احساس خستگی ذهنی
دشواری در تصمیمگیری
انتظار دائمی برای رخ دادن اتفاقی ناخوشایند
گاهی فرد متوجه میشود حتی در زمان استراحت نیز ذهنش همچنان درگیر حل مسئله یا پیشبینی آینده است.
نشانههای رفتاری
استرس میتواند رفتارهای روزمره ما را نیز تغییر دهد.
ممکن است کارها را بیشتر به تعویق بیندازیم، از بعضی موقعیتها اجتناب کنیم، زمان بیشتری را در شبکههای اجتماعی بگذرانیم، از دیگران فاصله بگیریم یا برعکس، دائماً به دنبال اطمینان گرفتن از دیگران باشیم.
کاهش فعالیتهای لذتبخش و کنار گذاشتن استراحت نیز میتواند بخشی از یک چرخه استرس باشد.
در این شرایط فرد ممکن است با خود فکر کند:
«الان وقت استراحت ندارم.»
اما همین حذف مداوم استراحت میتواند توان ذهنی او برای مدیریت فشارها را کمتر کند.
نگرانی چگونه استرس را تشدید میکند؟
نگرانی معمولاً تلاش ذهن برای پیشبینی و کنترل آینده است.
ذهن سؤالهایی مانند این مطرح میکند:
«اگر نتوانم از پسش بربیایم چه؟»
«اگر اتفاق بدی بیفتد چه؟»
«اگر اشتباه کنم چه؟»
داشتن چنین افکاری طبیعی است. مشکل زمانی ایجاد میشود که ذهن ساعتها در یک چرخه از «اگر...»ها باقی بماند، بدون اینکه به تصمیم یا اقدام مفیدی برسد.
یک راه ساده برای تشخیص نگرانی مفید از نگرانی فرساینده این است که از خود بپرسیم:
آیا فکر کردن بیشتر به این موضوع، اکنون میتواند به یک اقدام مشخص منجر شود؟
اگر پاسخ مثبت است، بهتر است اقدام بعدی را مشخص کنیم.
اگر پاسخ منفی است، ادامه دادن همان فکر احتمالاً فقط میزان تنش را بیشتر خواهد کرد.
چگونه استرس و نگرانی را مدیریت کنیم؟
هدف مدیریت استرس این نیست که تمام نگرانیهای زندگی را از بین ببریم.
زندگی همیشه با مقداری عدم قطعیت، فشار و تغییر همراه است.
هدف این است که بتوانیم در کنار این شرایط، تعادل روانی بیشتری ایجاد کنیم و اجازه ندهیم ذهن و بدن برای مدت طولانی در حالت هشدار باقی بمانند.
۱. عامل استرس را مشخص کنید
گاهی فقط میدانیم «حالم خوب نیست» یا «خیلی تحت فشارم».
بهتر است کمی دقیقتر شویم.
از خود بپرسید:
دقیقاً چه چیزی این روزها بیشترین فشار را به من وارد میکند؟
ممکن است پاسخ شامل کار، یک رابطه، مشکلات مالی، بلاتکلیفی یا مجموعهای از چند مسئله باشد.
نامگذاری مشکل معمولاً آن را قابل مدیریتتر میکند.
۲. مسائل قابل کنترل و غیرقابل کنترل را جدا کنید
یکی از منابع مهم اضطراب، تلاش برای کنترل چیزهایی است که واقعاً در اختیار ما نیستند.
مثلاً نمیتوانیم واکنش تمام اطرافیان، وضعیت کامل آینده یا نتیجه تمام تصمیمها را کنترل کنیم.
اما میتوانیم رفتار، برنامهریزی، انتخابها و نحوه پاسخ خودمان را مدیریت کنیم.
یک سؤال مفید این است:
«در این موقعیت، چه بخشی واقعاً در اختیار من است؟»
سپس انرژی خود را روی همان بخش قرار دهید.
۳. نگرانی را به اقدام کوچک تبدیل کنید
ذهن هنگام استرس معمولاً کل مشکل را یکجا میبیند.
به همین دلیل حتی یک مسئله قابل حل ممکن است بسیار بزرگ و ترسناک به نظر برسد.
به جای فکر کردن به کل مسیر، فقط گام بعدی را مشخص کنید.
مثلاً به جای:
«چطور قرار است تمام این کارها را انجام بدهم؟»
بپرسید:
«اولین کار کوچکی که امروز میتوانم انجام دهم چیست؟»
اقدامهای کوچک احساس کنترل را افزایش میدهند.
تنفس و بدن را فراموش نکنید
استرس فقط یک تجربه ذهنی نیست. بدن نیز درگیر آن است.
به همین دلیل گاهی تلاش برای «فکر نکردن» به نگرانی کافی نیست.
یکی از سادهترین روشها، آرام کردن ریتم تنفس است.
میتوانید چند دقیقه به آرامی نفس بکشید و بازدم خود را کمی طولانیتر از دم انجام دهید.
نیازی نیست تنفس را به شکل سخت یا افراطی کنترل کنید. هدف فقط کاهش سرعت و ایجاد احساس امنیت بیشتر در بدن است.
پیادهروی آرام، کشش عضلات، فعالیت بدنی منظم و قرار گرفتن در فضای باز نیز میتوانند به کاهش تنش جسمی کمک کنند.
برای ذهن خود زمان استراحت واقعی ایجاد کنید
استراحت فقط به معنای خوابیدن نیست.
گاهی فرد از کار فاصله میگیرد اما همچنان ایمیلها را بررسی میکند، اخبار میخواند یا دائماً در شبکههای اجتماعی حضور دارد.
مغز در چنین شرایطی همچنان با حجم زیادی از اطلاعات روبهرو است.
فعالیتهایی مانند قدم زدن، گوش دادن به موسیقی، صحبت با یک فرد قابل اعتماد، انجام یک سرگرمی، حضور در طبیعت یا چند دقیقه سکوت میتوانند به ذهن فرصت بازیابی بدهند.
مراقب سبک زندگی خود باشید
کمبود خواب، مصرف زیاد کافئین، بیتحرکی و بینظمی در وعدههای غذایی میتوانند احساس اضطراب و تحریکپذیری را بیشتر کنند.
داشتن یک سبک زندگی کاملاً بینقص ضروری نیست.
حتی تغییرات کوچک و قابل ادامه مانند منظمتر شدن ساعت خواب، کاهش مصرف کافئین در ساعات پایانی روز یا اضافه کردن کمی فعالیت بدنی میتواند مفید باشد.
با افکار نگرانکننده چگونه برخورد کنیم؟
گاهی تلاش میکنیم هر فکر منفی را فوراً از ذهن بیرون کنیم.
اما هرچه بیشتر به خود بگوییم «نباید به این موضوع فکر کنم»، ممکن است ذهن بیشتر به همان موضوع بازگردد.
روش دیگری این است که فکر را صرفاً بهعنوان یک فکر ببینیم.
مثلاً به جای:
«حتماً اتفاق بدی خواهد افتاد.»
میتوانیم بگوییم:
«ذهن من الان احتمال یک اتفاق بد را مطرح میکند.»
این تغییر کوچک کمک میکند میان واقعیت و پیشبینی ذهن فاصله ایجاد کنیم.
چه زمانی بهتر است از روانشناس کمک بگیریم؟
تجربه دورههایی از استرس معمولاً طبیعی است.
اما اگر نگرانی و تنش برای مدت طولانی ادامه پیدا کرده، کنترل آن دشوار شده یا به شکل محسوسی بر زندگی روزمره شما تأثیر گذاشته است، دریافت کمک حرفهای میتواند مفید باشد.
برای مثال اگر استرس یا اضطراب باعث اختلال جدی در خواب، کار، تحصیل، روابط یا فعالیتهای عادی شده باشد، بهتر است آن را نادیده نگیرید.
همچنین اگر برای اجتناب از اضطراب مرتب از موقعیتهای مختلف دوری میکنید یا احساس میکنید نگرانی بخش زیادی از روز شما را اشغال کرده است، گفتگو با روانشناس میتواند به شناسایی الگوهای زمینهای و یادگیری راهکارهای مناسب کمک کند.
بازگشت به آرامش درونی
آرامش درونی به معنای نداشتن هیچ نگرانی یا مشکلی نیست.
آرامش بیشتر به این معناست که حتی وقتی زندگی کاملاً تحت کنترل ما نیست، بتوانیم خودمان را از میان فشارها دوباره به نقطهای متعادلتر برگردانیم.
گاهی لازم است مسئلهای را حل کنیم.
گاهی لازم است چیزی را بپذیریم.
گاهی باید استراحت کنیم و گاهی نیز نیاز داریم از فرد دیگری کمک بگیریم.
شاید مهمترین مهارت در مواجهه با استرس این باشد که به جای جنگیدن دائمی با تمام افکار و احساسات خود، بتوانیم لحظهای مکث کنیم و از خود بپرسیم:
«الان واقعاً به چه چیزی نیاز دارم و کوچکترین کاری که میتوانم برای بهتر شدن شرایط انجام دهم چیست؟»
استرس ممکن است بخشی از زندگی باشد، اما لازم نیست تمام زندگی را در اختیار بگیرد. شناخت نشانهها، توجه به نیازهای بدن و ذهن و یاد گرفتن روشهای سالم مدیریت نگرانی میتواند به ما کمک کند دوباره احساس ثبات و آرامش بیشتری را تجربه کنیم.

